مركز اطلاعات و مدارك اسلامى
885
فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )
در حقيقت وجوب ، فصل و مقوم آن است ، و بنا بر بساطت وجوب نيز ، منع از ترك ، لازمه جداناشدنى و عقلى وجوب است ؛ حال اين اشكال پيش مىآيد كه واجب كفائى اگر واجب است چگونه ترك آن براى بقيه جايز مىباشد و اگر ترك آن جايز است چگونه به آن واجب گفته مىشود . پاسخهايى براى حل اين اشكال بيان شده است ، از جمله : 1 . در واجبات كفائى همگان مكلف نيستند ، بلكه تكليف برعهده يكى از مكلفان مىباشد ، كه نه در نزد خدا و نه در نزد ما معين نيست ، اگرچه خداوند ، به آن عالم است . « 1 » 2 . مكلف در واقع يك نفر است كه در نزد خدا معين مىباشد ، ولى براى ما مجهول است و وقتى تكليف را انجام داد براى ما هم مشخص مىشود . « 2 » 3 . همه مكلف هستند ولى غرض مولا فقط حاصل شدن آن امر است و وقتى حاصل شد تكليف از همه برداشته مىشود . « 3 » ولايى ، عيسى ، فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول ، ص 368 . محمدى ، ابو الحسن ، مبانى استنباط حقوق اسلامى يا اصول فقه ، ص 47 . مطهرى ، مرتضى ، آشنايى با علوم اسلامى ، ج 3 ، ص 72 . سجادى جعفر ، فرهنگ معارف اسلامى ، ج 4 ، ص 532 . مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص 275 . وجوب مترشح ر . ك : وجوب غيرى وجوب مخير ر . ك : وجوب تخييرى وجوب مسببى وجوب حاصل از انشاى صيغه وجوب وجوب مسببى ، مقابل وجوب سببى بوده و عبارت است از حكم وجوبى كه پس از انشا ، در خارج جعل مىگردد ؛ به بيان ديگر ، به منشأ ، بعد از انشاى صيغه وجوب ، وجوب مسببى گفته مىشود ، به اين اعتبار كه انشاى صيغه ، سبب وجود آن در خارج است . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 2 ، ص 33 . وجوب مشروط وجوب مشروط به شرط خاص وجوب مشروط ، مقابل وجوب مطلق ، وجوبى است كه به امرى خارج از ماهيت واجب مشروط مىباشد . توضيح : اگر واجب با امور خارج از آن سنجيده شود ، در صورتى كه تحقق وجوب آن ، به وجود امر خارجى مشروط گردد ، به آن وجوب مشروط گويند ، مانند : وجوب حج كه به تحقق استطاعت مشروط است . نكته : در اينكه قيود موجود در لسان ادله به عنوان شرط ، به هيئت برمىگردد يا به ماده ، اختلاف وجود دارد ؛ مشهور معتقدند اين قيدها به هيئت برمىگردد . اما مرحوم « شيخ انصارى » معتقد است اين قيود ، قيود ماده مىباشد . در صورتى كه قيد به هيئت برگردد ، وجوب مشروط مىشود ، مانند : وجوب حج كه به استطاعت مشروط است ، و در صورتى كه قيد به ماده برگردد ، وجوب مطلق است ، اما وجود واجب ( متعلق امر ) به آن مشروط است ، مانند : « صل متطهرا » ، كه طهارت ، قيد نماز است نه وجوب آن ؛ يعنى : « يجب الصلاة مع الطهارة » . ثمره اين بحث آن است كه اگر قيد ، قيد هيئت باشد ، تحصيل آن واجب نيست ؛ ازاينرو تحصيل استطاعت شرعى براى حج واجب نيست ، ولى اگر قيد ماده باشد ، تحصيل آن واجب است و هنگامى كه مكلف يقين دارد وجوب نماز متوجه او است ، بايد طهارت را تحصيل نمايد . ولايى ، عيسى ، فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول ، ص ( 369 - 368 ) . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 91 . محمدى ، ابو الحسن ، مبانى استنباط حقوق اسلامى يا اصول فقه ، ص 51 . آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 121 . محمدى ، على ، شرح اصول فقه ، ج 1 ، ص 191 . وجوب مضيّق وجوب داراى زمان برابر با وقت لازم براى انجام واجب وجوب مضيّق ، از اقسام وجوب موقت و مقابل وجوب موسع بوده و به معناى بعث اكيد شارع به انجام فعلى در زمان معين است كه آن زمان ، با آن عمل برابر مىباشد ، مانند : روزه ماه رمضان كه زمان آن از ابتداى طلوع فجر تا غروب آفتاب است ؛ در اين صورت ، زمان وجوب و زمان انجام واجب برابر است . طباطبايى حكيم ، محمد تقى ، الاصول العامة للفقه المقارن ، ص 60 . ولايى ، عيسى ، فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول ، ص 369 . بروجردى ، حسين ، نهاية الاصول ، ص 234 . فخر رازى ، محمد بن عمر ، المحصول فى علم اصول الفقه ، ج 2 ، ص 159 . مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص 275 . سجادى ، جعفر ، فرهنگ معارف اسلامى ، ج 4 ، ص ( 535 - 534 ) . وجوب معلولى ر . ك : وجوب غيرى وجوب معيّن ر . ك : وجوب تعيينى
--> ( 1 ) . طباطبايى حكيم ، محمد تقى ، الاصول العامة للفقه المقارن ، ص 59 . ( 2 ) . محمدى ، على ، شرح اصول فقه ، ج 1 ، ص ( 204 - 203 ) . ( 3 ) . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 96 .